|
|
|
|
|
سلام مهربان . بي مقدمه: ديروز آخرين روز نما يشگاه كتاب بود.بعد از چندماه قيصر امين پورعزيز را ديدم . دلم خيلي برايش تنگ شده بود.همان چند دقيقه بودن با او مرا به وجد آورد.ياد روز هاي خوب سروش نوجوان افتادم.ياد بيوك ملكي عزيز و ديگر دوستان و باز هم يادم آمدكه ديگر سروش نوجواني در كار نيست ودلم براي نوجوان هاي امروزو بچه هاي فردا سوخت . قيصر عزيز ما ........... لطفا براي سلامتي اش دعا كنيد...... واما شعر : اگرچه شتابان شتابان رسيدم ولي ابتدايت به پايان رسيدم خيابان دلم را كمي تنگ مي كرد سلام اي بيابان ،بيابان ،رسيدم اگرچه خودم تشنه ي تشنه بودم ولي با دلي غرق باران رسيدم نمــي شد كه من مثل سنگي بمانم گذشتم كه شايد به سامان رسيدم به سلمان بگوييد من هم به آنجا رسيدم اگر چه به پايان رسيدم دي ماه 76-املش |
||
|
+
نوشته شده در بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||
|
|
|
|
|
من و آدم هايي از كره ي كاغذي، نام مجموعه داستاني ست از شاعر ونويسنده ي معاصر،آقاي رحمت حقي پور. آوازهاي سارا ، ايستگاه صبحدمان،يك تكه از آسمان ،روايت روز هايي با راه راه قرمز و ..... ازديگر كتاب هاي حقي پور مي باشند. واين بار در حوزه هنري گيلان اتفاق مي افتد: اين هم دعوت نامه ي شما: نقد دريچه ي تازه اي از ذهن نويسنده بر روي مخاطب مي گشايد. با ما همراه باشيد در نقد مجموعه داستان ( من و آدم هايي از كره ي كاغذي ) نوشته ي رحمت حقي پور با نقد و بررسي شاهين رهنما ، يكشنبه 16/2/86 ساعت 30/18 در رشت- خيابان بيستون- روبه روي سه راه معلم-بن بست زارع- سالن اجتماعات حوزه هنري گيلان. با ما همراه باشيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||
|
|
|
|
|
غزل زرد كسي بي خبر آمد مرا دست خودم داد كسي مثل خودم غم كسي مثل خودم شاد كسي مثل پرستو در انديشه ي پروا ز كسي بسته ي آ زا د اسير قفسي باز كسي خنده ، كسي غم كسي شادي و ماتم كسي ساده ،كسي صاف كسي درهم و بر هم كسي پر زترانه كسي مثل خودم لال كسي سرخ و رسيده كسي سبز ، كسي كال كسي مثل بهاري مرا يك شبه روياند كمي مرثيه آورد براي دل من خو اند من از خواب پريدم شدم يك غزل زرد و يك شاعر غمگين مرا زمزمه مي كرد تير ماه 77-مسير قم به تهران |
||
|
+
نوشته شده در نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||