آرزوي بنفشه
به روي باغ خسته
دري دوباره وا شد
نسيم با درختا ن
دوباره آشنا شد
بهار سبزي اش را
به دست باغ بخشيد
درخت شاخه اش را
به يك كلاغ بخشيد
دوباره ابر باريد
گلوي چشمه تر شد
زمين از آرزوي
بنفشه با خبر شد
بهار آمد از دور
پرنده را صدا كرد
دهان غنچه ها را
به خنده خنده وا كرد
بهاری باشید.....
.
RSS