|
|
|
|
|
دويدن نمانده در من ، سر شکفتن ،پر پريدن به افتخارت غزل سرودن،غزل شنيدن گل کرامت،سرت سلامت،نمانده در سر به سمت خورشيد چشم هايت به سردويدن زلال زيبا ، چگونه ، اي جاري گوارا چگونه بايد تورا به يک جرعه سر کشيدن؟ تورا نبيند جهان ، بسوزد ، زمان بسوزد چگونه آري ، چگونه بايد تورا نديدن ؟ دوباره جاده ، واين منم عابري پياده نصيبم از جاده و رسيدن ، فقط دويدن . |
||
|
+
نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||