|
|
|
|
|
رسم جوانمردی
اولین بار در اوج شور وشعر، در لحظه های ناب نوجوانی ،در شب شعری نمی دانم به چه مناسبتی او را دیدم.پیش تر خیلی ازاو شنیده بودم .از برادرم شهاب که دانشجویش بودند و از خیلی های دیگر.آن روز ها پایم به دانشکده ادبیات باز شده بودوگاه و بیگاه مهمان ناخوانده انجمن شعر دانشگاه می شدم .او واستاد دکتر یوسف پوراز شاعران و اساتید مطرح دانشگاه بودند.اساتید وشاعران دانشجوی خوبی هم در انجمن شرکت می کردند که برای من حکم یک کلاس آموزشی بسیار ارزشمند را داشت .و او اگر اشتباه نکنم مسئولیت اداره وریاست دانشکده را هم بر عهده داشتند .... آخرین باراورادر جلسه شورای شعر واحد موسیقی صداوسیما گیلان دیدم . میدانستم که از بیماری ای رنج می برد.مدت ها بود که دیر به دیر در جلسه حضور پیدامی کرد.کمتر صحبت می کرد وسعی می کرد جای صحبت حتما لبخند مهربانی برلب داشته باشد .آن روز خیلی زودتر از همیشه خداحافظی کردند وآقای نوجوان اورا تا پایین پله ها هدایت کردند .دو روز بعداز دوستان شنیدم که استاد سکته مغزی کرده اند و در بیمارستان گلسار رشت بستری هستند وهنوز هم ................. و چقدر بی سروصدا ................. بازهم سهیل محمودی عزیز،یار وفادار همه شاعران و هنرمندان . هیچوقت فراموش نمی کنم لطفی که در دوران بیماری استاد مرحوم سید محمد عباسیه کهن داشتند .پریروز هم به همراه شاعر توانمند کودکان و نوجوانان آقای افشن علاء به عیادت استاد آمدند و یک بار دیگر رسم جوانمردی را به جا آوردند. دکتر غلامرضا رحمدل،شاعر ،ترانه سرا واستاد فرهیخته ادبیات . دکتر عزیز درخت ها به احترامت می ایستند پس بایست ......... لطفا دعا کنید . .
|
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم دی 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||
|
|
|
|
|
... و اما تشنگی و چه حکایتی دارد این تشنگی وعطش که چکه چکه روی دل های ما می بارد وکربلا که قرمزتر از همیشه می تابد ومظلومیت ، که همین نزدیکی اتفاق می افتد ودنیا دوست ندارد آن را ببیند ونمی بیند وزینب،زینبی نیست که فریاد این مظلومیت باشد . آه غزه .......
غزل تشنگی از تولیدات مرکز شعر وموسیقی صداوسیمای تهران از شعرهای خودم و به آهنگسازی آقای علی رئیس فرشید و با صدای آقای فرزاد حیدری ********** می رسد به گوش ابر،های وهوی تشنگی ناله می کند زمین ، با گلوی تشنگی
تیغ هست وتاب نیست،داغ هست وآب نیست رفته در میان دشت آبروی تشنگی
لابه لای نخل ها ، ایستاده یک نفر سربلند وسربه زیر ، روبه روی تشنگی
مشک پاره ات چه شد، دست های تو کجاست؟ دشمنان ، چه کرده اید با عموی تشنگی ؟
ناله می کند زمین ، گریه می کند زمان می رسد به گوش ابر ، های و هوی تشنگی
************ درخت زیتون از تولیدات واحد موسیقی صداو سیمای گیلان از شعرهای خودم وبه آهنگسازی آقای شهاب آزادی وطن وبا صدای آقای کیوان سیادتی ***** بزرگترای دنیا خواب بدی رو دیدن باخشم و بغض ونفرت از خوابشون پریدن ریشه هاتو سوزوندن شاخه هاتو بریدن تو باغ سبز دنیا یه خط خون کشیدن
یادت بخیر، کجایی درخت پیر زیتون زمین شده پر از جنگ زمین شده پر از خون
یادش بخیر روزایی که چشم دنیا وا بود زمین به جای آتش پراز گل و نوا بود شاخه ی سبز زیتون سهم پرنده ها بود تفنگ فقط برای بازی بچه ها بود
حالا ولی تو دستا تیرکمان و سنگه تفنگی هم که مونده فقط برای جنگه
چراکسی تو دنیا فکر کوچکترا نیست بزرگترای دنیا گناه بچه ها چیست
یادت بخیر ، کجایی درخت پیر زیتون زمین شده پر از جنگ زمین شده پر از خون
. |
||
|
+
نوشته شده در شانزدهم دی 1387ساعت 7:38 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||
|
|
|
|
|
دست و دعا
گفتی از کربلا ،رفتم از دست مثل لب تشنه ها،رفتم از دست خواستم کربلا را ببینم ابتدای بلا رفتم از دست دل به دست دعا دادم اما بین دست و دعا رفتم از دست شعله برخیمه هایم کشیدند تشنه در شعله ها رفتم از دست ....... ....... اسب و شمشیر من را بگویید اول کربلا رفتم از دست .
. |
||
|
+
نوشته شده در یازدهم دی 1387ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||