|
|
|
|
|
پاسخ محرم ديروز يك ابر باصداميدوآرزوازدورآمد بردشت،دشت كربلاباريدوباريد اماگلي آن جانخنديد چشمان ابرمهربان ازغصه ترشد. ديروزيك پروانه ي شاد پرپرزنان از دورآمد تادشت باران خورده راخندان ببيند اماگلي در دشت غم، شادي نمي كرد پروانه از رازبزرگي باخبرشد . ديروزازدور يك چشمه ي شاداب آمد تازيرگوش بوته ها شعري بخواند اماگلي شعرقشنگ چشمه را نشنيد،نشنيد چشمه دويدوغصه ها خورد آن گاه سوي دشت ديگردر سفرشد . ديروز ابروچشمه وپروانه باهم دردشت چرخيدندوازغم گريه كردند ديروزفهميدم زمين وآسمان هم درپاسخ ماه محرم گريه كردند وقتي سكينه تشنه بودوآب مي خواست وقتي رقيه بي پدرشد . . |
||
|
+
نوشته شده در بیست و نهم دی 1386ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||