|
|
|
|
|
اندر حکایت نقد و نسیه....... سال ها پيش در دفتر مجله سروش نوجوان ازاستاد عزيزم دكتر امين پور پرسيدم :چرا نقد نمي نويسيد ؟به شوخي پاسخ دادند : -تا حالاديده اي براي منتقدي مجسمه بسازند ودر ميدان شهر بگذارند ؟ بعد خنديدند ،من هم خنديدم .اما اين شوخي تا هميشه مثل يك سئوال بزرگ درناخودآگاه ذهنم نشست... متاسفانه هنوز كه هنوز است خيلي ها نقد اثر را با نقدو نسيه بازار اشتباه مي گيرند، .خيلي هافكر مي كنند براي نفد فقط بايد ايراد گرفت ، خيلي ها فكر مي كنند بايد با نقد به هم نان قرض داد ،خيلي ها فكر مي كنند با نقد بايد نان ديگري رابريد و به نان و نوايي رسيد . جامعه ادبي ما سخت محتاج منتقداني ست كه همراه راستي و انصاف ،درك درست و سواد لازم را داشته باشند . امروزه فقر منتقد سبب شده بسياري ازادب دوستان علاقه مند به نقد،عجولانه والبته بدون پشتوانه مطالعاتي، پاي در اين عرصه بگذارند،بگيرند،ببرند،بدوزند، نان بگيرند،نان قرض بدهند وبه نان ونوايي برسند . فكر مي كنم براي نقد يك اثر حداقل كار اين است كه علاوه بر داشتن اطلاعات علمي صحيح ،كمي به خود زحمت بدهندو از آثارقبلي صاحب اثرنيز اطلاعاتي كسب نمايند وصدالبته بهتر است كه آثار جديد مؤلف را بشناسند وتنها از روي شك وترديد و شايد واحتمال دارد،چيز ننويسند.حتي اگر آن نوشته به حق يا ناحق تعريف از مؤلف باشد . روزنامه ايران تاريخ شنبه 6/11/86 به قلم دوستي كه نمي شناسم (يزدان مهر ) نقدي بر كتابم (كسي اگر بخندد ) زدند كه بسيار از ايشان ممنونم .اما چقدر خوب بود كه اين دوست بزرگواربه جاي كتابي كه سال 80 منتشر شده ، سراغ كتاب هاي جديدترم مي رفتند . هرچند در كلامشان لطفي بود كه خود را لايق آن لطف نمي دانم ..... برای خواندن متن کامل نقد کتاب اگر کسی بخندد می توانید روی لینک زیر کلیک کنید : |
||
|
+
نوشته شده در دهم بهمن 1386ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||