|
|
|
|
|
خيابان دارد از اين شب تاريك دلم مي گذرد به خيابان بسپاريد مرا هم ببرد به خيابان بسپاريد به ميدان كه رسيد كمي آذوقه ي معمولي انسان بخرد مثلا يك سبد احساس ، كمي نان شرف شربت معرفت و سبزي ايمان و خرد سر ميدان نگذاريد هوايي بشود نگذاريد كه نان پرده ي ايمان بدرد نگذاريد دلم چشم چراني بكند وحشيانه علف هرز خيابان بچرد .... .... برنمي گردم از اين جاده،دلم مي داند مگرآن روزكه خواب از سر انسان بپرد . |
||
|
+
نوشته شده در بیست و دوم بهمن 1386ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||