|
|
|
|
|
دست و دعا
گفتی از کربلا ،رفتم از دست مثل لب تشنه ها،رفتم از دست خواستم کربلا را ببینم ابتدای بلا رفتم از دست دل به دست دعا دادم اما بین دست و دعا رفتم از دست شعله برخیمه هایم کشیدند تشنه در شعله ها رفتم از دست ....... ....... اسب و شمشیر من را بگویید اول کربلا رفتم از دست .
. |
||
|
+
نوشته شده در یازدهم دی 1387ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط شاهين رهنما
|
|
||